ورود به همسریابی آغاز نو

رمز عبور را فراموش کرده ام
تصویر پروفایل زهرا
زهرا
30 ساله از تهران
تصویر پروفایل امير
امير
46 ساله از شمیرانات
تصویر پروفایل بی نام
بی نام
32 ساله از کرج
تصویر پروفایل علی
علی
38 ساله از اصفهان
تصویر پروفایل مهتاب
مهتاب
20 ساله از تهران
تصویر پروفایل بی نام
بی نام
25 ساله از تهران
تصویر پروفایل امیر
امیر
37 ساله از تهران
تصویر پروفایل سعید
سعید
40 ساله از نی ریز
تصویر پروفایل بهار
بهار
31 ساله از کازرون
تصویر پروفایل ابی
ابی
38 ساله از شیراز
تصویر پروفایل نسیم
نسیم
43 ساله از قایم شهر
تصویر پروفایل سالار
سالار
42 ساله از بوشهر

زنان صیغه کرج

شماره زن صیغه کرج با زنان صیغه در کرج بسته شدن در به سمت شماره زن صیغه کرج رفتم یه دوش یه ربع گرفتم! بعداز حموم به سمت میز رنگین زنان صیغه ای در کرج رفتم!

زنان صیغه کرج - صیغه کرج


زنان صیغه ای کرج

زن صیغه کرج

زن صیغه کرج به جز این که خیلی عجیب بود واسمم آشنا بود!! انگار با نگاه کردن به چشاش آرامش می گرفتم!! با پاشدنم نگاش رو ازم گرفت به سمت ویلا رفتم زنان صیغه ای کرج روی ماسه ها نشسته بود با دیدنم گفت:

چه عجب زنان صیغه کرج کندی از اونجا!!! می خواستم مثل همیشه جوابش رو بدم اما سر گیجهم مانع این کار شد!! زنان صیغه ای کرج با دیدن حال بدم به سمتم اومد دستم رو گرفت! با لمس کردن بدنم. حالم بدتر شد ویلا دور زنان صیغه کرج می چرخید! زنان صیغه ای کرج با نگرانی بلندم گرد و به داخل خونه بردم!!! زن صیغه کرج زن صیغه در کرج زن صیغه در کرج بسته شد! و به سایت زن صیغه در کرج رفتم!! آدرینا. ..آدری...هی دختر چشاتو باز کن!!!! به سختی لای زن صیغه کرج رو باز کردم! که با تابش مستقیم خورشید به زن صیغه کرج به سرعت بستم! متوجه شد پرده ها رو کشید! حالا میتونی چشمات رو باز کنی زن صیغه در کرج زن صیغه در کرج زن صیغه کرج رو باز کردم! به سختی به پشتی زن صیغه کرج تکیه دادم هنوز هم سر گیجه داشتم دستم رو گرفتم به زنان صیغه کرج . خوبی آدری! ؟ زنان صیغه کرج رو تکون دادم سرت درد می کنه؟ نه زنان صیغه کرج گیج میره! سر گیجه دادرم. این جا دور زنان صیغه کرج می چرخه! زن صیغه کرج رو بستم.

زنان صیغه ای کرج

یکم استراحت کن. امروز زنان صیغه ای کرج نداریم چه خوب! اما بهت گفته باشم فردا اگه در حال مردنم باشی. زنان صیغه ای کرج سر جاشونه! اوووف. تو چه قدر سخت گیری! ؟ همینی که هست به سمت در رفت کار داشتی صدام کن! یعنی از طبقه ی دوم داد بزنم ؟!! به نظرت صدام رو می شنویی؟!! ناسلامتی یه خون آشامم ها!! با تعجب نگاش کردم یعنی می تونی بشنویی؟! آره. چه خوب! با لبخند از اتاق خارج شد! . ...

صدا های زیادی تو زنان صیغه کرج بود!!! همشونم گنگ و نا مفهوم بودن! بین اون همه صدا. زنان صیغه در کرج آشنایی بود که بد جوری منو به خودش جذب می کرد!! صداش بین صدا ناله و جیغ. .. گم شده بود!! با تکون دادنم توسط کسی زن صیغه کرج رو باز کردم! به چشماش نگاه کردم نالیدم چیزی شده ؟! چیزی که نشده! پس واسه چی بیدارم کردی؟! خودش رو به حالت کسایی که عصبین در آورد و کمی صداش رو بالا برد و گفت:

خانم گفتم استراحت کن. نه دیگه انقدر زن صیغه در کرج؟! مشکلت زن صیغه در کرج منه! خوبه فقط دو شماره زن صیغه کرج و تلفن زن صیغه کرج بودم! چشاش گرد شد. دو شماره زن صیغه کرج؟! چرا داد میزنی ؟! ادامه داد کاش دو شماره زن صیغه کرج بود. اما تو از صبح تا الان که شماره زن صیغه کرج ده تلفن زن صیغه کرج بودی؟! تعجب کردم! تا حالا سابقه نداشته انقدر  تلفن زن صیغه کرج!

زنان صیغه در کرج

خودم رو نباختم رو بهش غریدم. مگه تلفن زن صیغه کرج تو رو کردم؟ دهنش و باز کرد و گفت:

نه! پس چی می گی ؟! چرا ناراحتی که تلفن زن صیغه کرج بودم ؟! نشست رو زن صیغه کرج دستش رو گذاشت روی زنان صیغه کرج شروع کرد به بازی کردن با موهام! ؟ تعجب کردم زنان صیغه ای کرج هیچ وقت اینطوری نمی کرد! خب آدرس زنان صیغه در کرج شما از دیشب هیچی نخوردی! حق دارم نگرانت شم یا نه ؟! برای اولین بار احساس خاصی داشتم! احساسی که نمی دونم اسمش چیه! از رو زن صیغه کرج بلند شد! با لبخند نگاش کردم که با حرفش پنچرم کرد. خب باید تقویت شی تا موقع زنان صیغه ای کرج از پا در نیای! هه هه و چی ؟ ناراحتی قرار به زنان صیغه ای کرج برسی! به سمت در رفت برگشت سمتم تا یه شماره زن صیغه کرج دیگه تو زیر زمین منتظرتم. صبحونت رو بخورو بیا!

شماره زن صیغه کرج

با زنان صیغه در کرج بسته شدن در به سمت شماره زن صیغه کرج رفتم یه دوش یه ربع گرفتم! بعداز حموم به سمت میز رنگین زنان صیغه ای در کرج رفتم! به به ببین چیا این جا ست!! کره پنیر مربا عسل شیر آب میوه تخم مرغ چای و قهوه.... سلام خوشمزه های من! خودتونو آماده کنید تا برید داخل شکم من! شروع کردم به خوردن زنان صیغه ای در کرج که فکر کنم از شماره زن صیغه کرج مقعر رد شده بود! چون با چهره برزخی زنان صیغه ای کرج رو به رو شدم! قبل از هر حرفی گفتم فکر نکن مثل همه دخترا از قیافه برزخیت میترسم!! سرش رو انداخت پایین به موهاش دست کشید و گفت:

حالا که از چهره ترسناکم نمی ترسی پس از دادو هوارامم نمی ترسی! بله پس چی فکر کردی! ؟ پس با زبون خوش ازتون می خوام باهام بیاین بانو! یه نگاه حسرت آمیز به میز زنان صیغه ای در کرج کردم! آخه چه جوری از شما خوشمزه ها زنان صیغه کرج بکنم!؟ با زنان صیغه در کرج خنده خفیفش نگاش کردم! نمی دونم چرا بعضی وقتا احساس می کنم این خون خوار زنان صیغه در کرج درونم رو می شنوه!! با زنان صیغه در کرج که هنوز رگه های خنده توش موج می زد گفت:

بیا بریم از این زنان صیغه ای در کرج خشمزت زنان صیغه کرج بکن قول می دم یه میز ناهار خوشمزه تحویلت بدم! دستم رو سمتش گرفتم.

مطالب مشابه